ناصر خسرو

18

جامع الحكمتين ( فارسى )

شاد شدم ؛ و خداى تعالى را شكر كردم بدان كه اندرين روزگار « 1 » غالب خلق روى از دين حقّ گردانيده‌اند و بازار حكمت كاسد است و مزاج اهل شريعت فاسد است ، بزرگى يافتم كه با ولايت دنياوى همى مراحل « 2 » ولايت دين را بشناسد ، و ملك و ميراث با آنچ او مر آن را بقهر از اعداى اسلاف « 3 » اشراف خويش بستدست ، ( او را ) همى از طلب علم دين و بصاير و حقايق مشغول نتواند كردن . ( 21 ) و چون مرين كتاب را علّت فاعله از نفس من حاضر « 4 » بود ، و علّت صورى از صورتهاء علمى « 5 » اندرو مصوّر بود ، و علّت آلتى « 6 » و هيولانى موجود شد ، و علّت تمامى از طالبى « 7 » بدين بزرگى حاصل آمد ، و اندر مكانى « 8 » حصين متمكّن بودم ، حاجت به زمان ماند ، و پس وجود اين كتاب واجب شد . و چو بنياد اين كتاب بر گشايش مشكلات دينى و معضلات « 9 » فلسفى بود ، نام نهادم مر اين كتاب را [ a 7 ] « جامع الحكمتين » ، و سخن گفتم اندرو « 10 » با حكماء دينى بآيات كتاب خداى تعالى و اخبار رسول او عليه السّلام ؛ و با حكماء فلسفى و فضلاء منطقى ببرهانهاء عقلى و مقدّمات منتج مفرّج « 11 » ، از آنچ حكمت را خزينه « 12 » خاطر خاتم ورثة الانبياست - عليهم السّلام - و شمّتى از حكمت نيز اندر كتب قدماست . و نخست اين قصيده را كز خاطر اين ملكزاده يافتيم ثبت « 13 » كنيم ، آنگاه به ترتيب كتاب مشغول شويم ، ان شاء اللّه تعالى .

--> ( 1 ) روزگار : روزگارى A ( 2 ) مراحل : مر اهل ( ! ) A ( 3 ) اسلاف : اسكاف ( ! ) A ( 4 ) حاضر ( فروزانفر ) : خاطر A ( 5 ) صورتهاء علمى : صورتها و علمى A ( 6 ) علت آلتى : علتى آلتى A ( 7 ) طالبى : طلبى A ( 8 ) مكانى : مكان A ( 9 ) معضلات : معضلانى A ( 10 ) اندرو : + و A ( 11 ) مفرج ( فروزانفر ) : مفرح A ( 12 ) خزينه : خزينهء A ( 13 ) ثبت : ثابت A